جهت شفاف سازی مفاهیم نسبتا مغشوش نظریه سازی، ابتدا سعی خواهد شد بر مبنای هشت تعریف ساختاری و کارکردی از نظریه، ماتریسی از "مقدورات مفهومی" نظریه فراهم شود. سپس یک مفهوم چند بعدی از این ماتریس انتخاب می شود. این مفهوم، سه لایه برای نظریه قایل است. در لایه فوقانی پیش فرضها قرار می گیرند. در لایه میانی طرح های تحلیلی مستقر می شوند و بالاخره لایه تحتانی نظریه را قضایای محتوایی، اعم از اثباتی، وجودی و پسامدی اشغال می نمایند. مدعای اصلی این است که نظریه تحلیلی کنش و مشتقات آن، به ویژه مفهوم فضای کنش، به عنوان فضایی چهار بعدی، می توانند هم در طبقه بندی و توصیف پدیده های اجتماعی در لایه میانی نظریه و هم در تبیین آن ها در لایه تحتانی نقش تنظیمی ایفا کنند.